غلامرضا جلالى ( گروهى از پژوهشگران )
439
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي )
ناصر الدّين شاه تقديم كرد . « 1 » از اين تاريخ تا سال 1301 ه . ق از زندگى سيد محمد اطلاع دقيقى در دست نيست و احتمالا به دليل همين صراحت گفتار از چشم شاه افتاد . محسن فرزانه كه از نوههاى اوست و شرح كوتاهى از زندگانى او را در مجله ادبيات دانشگاه تهران نگاشته است در اينباره مىنويسد : ميرزا سيد محمد در اين زمان گاه در مشهد و گاه در تهران مىزيسته و به خاطر اينكه در سفرنامهاش شهامت و بىغرضى به خرج داده و ناشايسته بودن فرماندهان و بىنظمى قواى ايران را به خوبى بيان كرده بود مورد بىمهرى واقع شده و عنوان و منصبى نداشته است و به سفرنامه او هم اجازه چاپ داده نشد . « 2 » خود سيد محمد هم در نامهاى كه حدود بيست و پنج سال بعد از اين واقعه به ناصر الدّين شاه نوشته و در آخر سفرنامه او چاپ شده به اين بىسرو سامانى اشاره كرده و از شاه مىخواهد حال كه با لطف والى جديد خراسان و سيستان و متولى آستان قدس يعنى عبد الوهاب خان آصف الدوله شيرازى ( توليت 1301 - 1303 ه . ق ) دوباره به منصب لشكرنويسباشى خراسان برگزيده شده است مورد توجه شاه واقع و برايش لقب و حقوق صادر شود . « 3 » عبد الوهاب خان آصف الدوله در نامهاى درباره وى به تهران مىنويسد : قبلا دو نامه راجع به وى نوشته و خواستار حقوق و لقب شدم ، اما از تهران جوابى نيامده است . اين مرد در خراسان شب و روز « در كمال صدق و درستى مشغول خدمت است . به علاوه سالها در خراسان خدمت مىكند از سفر مرو تاكنون . خيلى مرد نجيب معقول آرام خدمتگزار » است و افرادى مانند او همه « صاحب لقب و عصاى مرصع و امتيازات ديگر » هستند اما ميرزا سيد محمد كه لياقت دارد بدون دليل از داشتن عنوان محروم است .
--> ( 1 ) - همانجا ( 2 ) - محسن فرزانه : پيشين / 172 ( 3 ) - سيد محمد لشكرنويس : پيشين / 141 - 142